بررسی مسائل مربوط به سیستمهای پرنده های بدون سرنشین تجاری

پرنده های بدون سرنشین تجاری

بررسی مسائل مربوط به سیستمهای پرنده های بدون سرنشین تجاری

پرنده های بدون سرنشین تجاری، فرصتی برای کسب و کارهای بزرگ، چالش های وسیع قانونی، سیاسی و اخلاقی مربوط به آنها.

این متن ترجمه شده بخشی از مطالب Peter W. Singer در رابطه با پهپادهای تجاری می باشد.

در اواخر قرن گذشته، یک تکنولوژی جدید و عجیب در آمریکا ظهور نمود. در ۴ ژانویه سال ۱۹۰۰ و در فلوریدا یک گاری که دارای چهارچرخ بود و محلی برای بستن اسب در آن در نظر ګرفته نشده بود– و سریعتر از اسب متوقف می گردید –  پدیدار شد که آن را “کالسکه بدون اسب” می نامیدند.

این کالسکه بدون اسب توانست مردم بسیاری را به خود جذب و نهایتن به یک صنعت بزرگ تبدیل گردد.

اولین شرکت اتوموبیل سازی در حوالی ایالت ویرجینیا برای ساخت این پدیده جدید شروع به کار کرد که قطعات مورد نیاز آن توسط شرکت خودرو سازی جکسون تهیه شده بود.

سرانجام نمونه اول این کالسکه بدون اسب را با ۴۰۰ دلار که در آن زمان مبلغ بالایی بود به یک شاهزاده فروخته شد. به سرعت این صنعت توسعه و ګسترش پیدا نمود و دو سال پس از ورود اولین اتومبیل ها به جاده های فلوریدا، و سه سال پس از ورود ” کالسکه بدون اسب” بود که اولین تبلیغ در رابطه با خودرو در روزنامه ای به چاپ رسید. اما این تکنولوژی جدید سئوالات عجیبی از قبیل اینکه: چگونه می توان امنیت مردم را در قبال آن محفوظ نمود مطرح نمود.

اولین جریمه حرکت با سرعت غیر مجاز در سال ۱۹۰۴ به وقوع پیوست، و آن هنگامی بود که  شخصی به دلیل به خطر انداختن جان و مال عابران پیاده در مرکز شهر جکسون ویل دستگیر شد. وی از 9 کیلومتر در ساعت که حداکثر سرعت مجاز بود تجاوز کرده بود.

فن آوری های جدید نیز خواسته های جدیدی در دولت آن زمان به وجود آورد، چرا که جامعه  و به خصوص دولت آماده پذیرفتن و توسعه این تکنولوژی جدید نبودند. چون در آن زمان، هیچ جاده واقعی و یا هیچ نقشه قابل اعتمادی برای فضا دادن به حرکت این نوع وسایط نقلیه وجود نداشت. در اواخر سال ۱۹۲۱، باشگاه خودرو سازی آمریکا اعلام کرد که رانندگانی که قصد سفر از نیو انگلند به فلوریدا را دارند، مجبورند کل ایالت ویرجینیا را به دلیل نبودن جاده مناسب به سوی مقصد مورد نظر دور بزنند. این کمبود فقط به دلیل وضعیت ضعیف حمل و نقل که مستلزم  گذاشتن بودجه لازم برای ساخت جاده و بزرگراه بود پیش آمد، در کنار آن، کمبود تجهیزات ایمنی برای استفاده از این فن آوری جدید نیز قابل توجه بود.

به عنوان مثال: کالسکه های بدون اسب اولبه دارای نور بالا بودند ولی چراغ راهنما نداشتند. بدین ترتیب رانندگان مجبور بودند تا از دست هایشان برای نشان دادن جهت و کم کردن و یا اضافه نمودن سرعت و تعین جهت استفاده کنند.

در نهایت یک شرکت نوپا مبادرت به فروش حلقه های رفلکتور قرمز رنگی نمود که رانندگان در شب در انگشتان خود می نمودند و زمانی که دست خود را از خودرو خارج می کردند، این حلقه ها با اسفاده از نور چراغهای جلوی ماشین پشتی اشعه ای منعکس می نمودند تا دیگر رانندگان با دیدنش از قصد آنها مطلع شوند. طولی نکشید که شیوه جدید دیگری هم جایگزین این روش گردید و آن هم جاسازی رفلکتور در درون خود خودرو بود.

این کشف ها و تغیرات اولیه علاوه بر جذابیت ، توانسته اند به ما در چهارچوب مسائلی که امروزه با “سیستم های بدون سرنشین” – UAS – مواجه هستیم، کمک شایانی نمایند. آنها فن آوری هایی هستند که ابتدا برای بسیاری از انسان ها بیگانه بودند ولی امروزه همگان با آنها سروکار دارند.

در حال حاضر کجاییم؟

پهپادها و جنگ

با اینکه سیستم های بدون سرنشین – UAS – پهپاد – دارای یک سابقه طولانی هستند، که وجودشان به طرح های داوینچی برای یک شوالیه رباتیک برمی گردد، این سیستمها برای اولین بار در جنگ جهانی اول و در کشور آلمان در قایق های اژدری با کنترل از راه دور مورد استفاده قرار گرفتند، با این حال تا یک دهه پیش خبر آنچنانی از آنها نبود. لذا نیاز به پیشرفت در فن آوری سبب شده است تا امروزه سیستم های بدون سرنشین به میزان قابل توجهی مورد استفاده قرار بگیرند. خوشبختانه فن آوری GPS امکان تثبیت چنین سیستم ها یی را در کل جهان فراهم نموده است. در عین حال ، رخ داد های پس از حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا بر نیاز مبرم به این تقاضا دامن زد. و آن هنګامی بود که نیروهای ایالات متحده برای اولین بار به افغانستان وارد شدند. در آن زمان ارتش ایالات متحده دارای تعداد انگشت شماری از سیستم های هوایی بدون سرنشین بود که (UAS ، به معنی هواپیماهای بدون سرنشین و قابل کنترل از راه دور) خوانده می شدند – در ایران به آنها پهپاد یا پرنده های بدون سرنیشن نیز گفته میشود – و هیچ یک از آنها مسلح نبودند. در حال حاضرموجودی ارتش آمریکا بیش از ۸۰۰۰ پهپاد در هوا و بیش از ۱۲۰۰۰ رزرو و مستقر بر روی زمین هستند. در سال گذشته نیروی هوایی ایالات متحده، اپراتورهای بیشتری برای سیستم های بدون سرنشین و انطباق این سیستم با جنگنده و بمب افکن های هدایت شده توسط خلبان آموزش داده است.

زمانی که ما در مورد فن آوری هایی مانند Predator یا PackBot فکر می کنیم، باید به یاد داشته باشیم که آنها فقط نسل اول پرنده های بدون سرنیشن هستند. مانند خودروی T فورد است که در مقایسه با مدلهای خودروهای مدل فورد فعلی اصلا قابل مقایسه نیستند. پس بهتر است بپذیریم که ما هنوز هم در مراحل اولیه استفاده از فناوری پهپاد و پرنده های بدون سرنیشن تجاری هستیم و راه درازی در پیش داریم.

مرحله بعدی چیست؟

انقلاب رباتیک

در حالی که بسیاری در استفاده از ربات ها شگفت زده هستند، سرعت توسعه و تغییر آنها متوقف نخواهد شد. طبق آنچه که نیروی هوایی ایالات متحده بیان کرده است، چنانچه ما هم اکنون دارای هزاران عدد از آن ها باشیم، تعداد آنها خیلی زود به دهها هزار خواهد رسید.
اما اعداد به طرق دیگری مهم هستند. منظور آنها ده ها هزار روبات برای امروز نیست، بلکه ده ها هزار روبات برای فرداها، با قابلیت های به مراتب متفاوت و بالاتر.
مهم این است که آنچه که تا کنون فقط در کتاب های تخیلی خوانده می شد، در حال حاضر  و به طور جدی در مکان هایی مانند پنتاگون مورد بحث هستند و مفهوم آن این است که انقلاب رباتیک در راه است.

ما باید شفاف سازی کنیم و بگوییم که انقلاب رباتیک که اتفاق می افتد آن چیزی که در فیلم روبوکاپ ساخته استیون اسپیلبرگ دیده ایم و فرماندار سابق کالیفرنیا نقش اصلی اش را در ” ترمیناتور” به عهده داشت نمی باشد.
بالطبع  هر چند گاهی که یک تکنولوژی ظهور می کند به همراهش قواعد بازی نیز تغییر می کند. این فن آوری ها – که ممکن است آتش، چاپ ، باروت، موتور بخار، کامپیوتر و غیره باشند –  نادر اما واقعا مهم هستند.
کلید ایجاد فن آوری انقلابی صرفا قابلیت های جدید آن نیست، بلکه پرسش هایی در آن رابطه هستند باید به آنها پاسخ داد. فن آوری های انقلابی، ما را مجبور به پرسیدن سوالات جدیدی می کنند و چیزهایی را که تا نسل قبل از ما قابل تصور نبودند در بر می گیرند. آنها ما را به دوباره به نگاه کردن و توجه نمودن به آنچه که مناسب تر است مجبور می کنند و مسائل مربوط به درست و نادرست را که ما در گذشته مجبور به رویارویی با آنها نبودیم مطرح می کنند.

یک گروه از افرادی که در آن زمان عشایر کویری نامیده می شدند، نقش بسیار مهمی در اقتصاد جهانی ایفا می کردند، چرا که آنها در روی یک ماده سیاه و سفید و چسبنده  که نفت نامیده می شود و فقط یک مزاحم محسوب می شد زندگی می کردند. استفاده از آن منبع که در حال حاضر بسیار مهم می باشد، سبب شده است تا آب و هوای جهانی تغییر یابد. رشد استفاده از اتومبیل، به نوبه خود، منجر به تولید مفاهیم جدیدی شده است که چه از طریق بزرگراه و حومه، و یا از طریق مفاهیم اجتماعی جدید- مانند چگونگی در برقراری رابطه ها – وضعیت موجود و چشم انداز های آینده را تغییر داده است.

البته دنیای جدید نیاز به ایجاد قواعد بازی جدید نیز دارد. جریمه برای “سرعت غیر مجاز” تنها موضوع اصلی نبود، بلکه تغییر ساختار موارد اجرایی قانون آمریکا نیز حایز اهمیت بود. ظهور جرم و جنایت مانند سرقت های سریالی بانکی توسط بانی پارکر و کلاید بارو، منجر به افزایش دفتران بازرسی گردید که در حال حاضر FBI مدرن نامیده می شود. کسانی مانند بیل گیتس بودند که یک نگرش متفاوت به کامپیوتر را در سال ۱۹۸۰ به وجود آورند که در آن زمان بی شباهت به رباتهای امروزه نبودند. در آن زمان، کامپیوتر دستگاه بسیار بزرگی بود که می توانست تنها چند تابع را انجام دهد.

مهمترین نکته این است که ارتش عامل اصلی در پژوهش و توسعه رایانه و کلید موفقیت آن در بازار بود، که باز هم قابل مقایسه با کشف و توسعه روبات می باشد.
کامپیوتر ها به سرعت تغییر یافتند. آنها کوچک و کوچکتر شدند. توابع و برنامه های کاربردی که آنها می توانند انجام دهند همچنان سیر صعودی طی نموده و هم در جنگ ها و هم در زندگی غیر نظامی بکار گرفته شدند. نیاز و سود حاصل از کامپیوتر به گونه ای شده است که نمی توان به زندگی بدون کامیپوتر فکر کرد. حتی ماشینی که الان سوار می شویم متشکل از بیش از ۱۰۰ قطعه کامپیوتری کوچک است و هیچ کس آن را “ماشین کامپیوتری” نمی نامد. حتی در آشپزخانه می توان حضور کامپیوتر و قطعات مربوطه را در دستگاه هایی مثل “مایکروویو” و یا “قهوه ساز” و غیرو دید.

تغیراتی در رباتیک در حال رخ دادن است که نه فقط در اندازه و گسترش سلاح های هسته ای، بلکه در مفهوم سازی دوباره آنها اثر گذار هستند. در واقع، اگر شما در این زمان ماشین جدیدی خریداری می کنید، انتظار دارید که مجهز به فن آوری هایی نظیر ” حسگر کمک پارکینگ” و یا ” اجتناب از تصادف” باشد. این بدان معنی است که بعضی از انسان ها هنوز در پارک کردن و یا جلوگیری از بروزتصادف ضعف دارند. بنابراین، وجود سیستم های رباتیک در ماشین، این ضعف را برای ما جبران خواهند نمود.

تغییرات در فن آوری، اطلاعات اقتصادی را مجددن غنی کرده است، و سبب می شود که گاهن میلیاردها دلار در یک ثانیه بدست بیاید و یا از دست برود. این امر مفاهیم جدیدی به روابط اجتماعی و حتی حریم خصوصی داده است که چه بسا منجر به نوعی جنگ شود که اصطلاحن آن را “جنگ سایبری” می نامند.

این مقایسه ها قابل توجه اند، چرا که نشان از چگونگی در درآمیختن بوروکراسی با تغییرات انقلابی دارند.

به عنوان مثال: گویا مدیر FBI تا حدی مخالف کامپیوتر است. یک دلیش هم این است که ایشان تا سال ۲۰۰۱ در دفتر خود نه رایانه داشته و نه از ایمیل استفاده کرده است.

شگفت انگیزتر از آن اینکه: وزیر فعلی امنیت داخلی آژانس و مسئول بخش غیر نظامی امنیت سایبری آمریکا نیز تا به امروز از ایمیل استفاده نکرده است!

چگونه پرنده های بدون سرنشین ما در حال تغییر هستند

اولین نسل از پرنده های بدون سرنشین بسیار شبیه به هواپیماهای سرنشین دار  و دارای کابین خلبان بودند که خلبان های فرضی در کابین می نشستند. در حال حاضر شاهد یک انفجار جدید، در حیطه اندازه، شکل و فرم پهپادها هستیم که بدون دخالت انسانی، نه یک ساعت، بلکه روزها، ماهها، و حتی سالها در فضا باقی  می مانند. بعضی از آنها دارای بال هایی به طول یک زمین فوتبال می باشند و بعضی هم به اندازه یک حشره کوچک تولید می شوند. نیازی هم نخواهد شد تا از هواپیماهای سرنشین دار مدل سازی شوند، چرا که خواهند توانست تا طراحی های خود را از طبیعت و حتی دیگر موارد عجیب و غریب اقتباس کنند.

تغییرات کلیدی دیگر، در هوش و واحد کنترل داخلی پرنده های بدون سرنیشن است. این یک حد و مرز کاملا جدید است. به طور سنتی، ما سلاح ها را بر اساس کارآیی هایی از قبیل توانش در میزان نابودی، محدوده برد و یا سرعت با یکدیگر مقایسه می کنیم.

به عنوان مثال:

اختلاف بین یک هواپیمای بمب افکن ساخت زمان جنگ جهانی دوم”B-17″ و یک هواپیمای بمب افکن “B-24” را در نظر بگیرید. هواپیمای بمب افکن “B-24” را می توان برتر به حساب آورد، چرا که می تواند سریع تر پرواز کرده و بمب های بیشتری را با خود حمل نماید. بدین صورت همین مثال را می توان در مقایسه “MQ-9 Reaper UAS” با نسخه قبلی آن “MQ-1 Predator” بکار برد و گفت که کارآیی Reaper بهتر است چرا که می تواند سریع تر پرواز نماید و بمب های بیشتری را با خود حمل کند. در عین حال هوش و قابلیت کنرل Reaper قابل مقایسه با انواع قبل خودش نیست.

پس می توان گفت که ما هنوز در جهان ترمیناتور – که در آن سلاح ها خودشان تصمیم می گیرند – نیستیم، ولیکن Reaper قادر است با تصمیم خودش پرواز نماید و فرود آید و سنسورهایی را با خود حمل کند که می توانند ببینند و درهم ریختگی های خاک را از یک مایل آنطرف تر شناسایی کنند که به آن “جای پا” می گوییم.

با این تغییرات بیان شده، یک پایگاه کاربری با قابلیت های رباتیکی بسیار مهم ایجاد خواهد گردید.

در گذشته تنها کسانی می توانستند از سیستم های پرنده های بدون سرنشین استفاده کنند که بسیار کار آزموده بودند. چرا که، جهت به پرواز درآوردن هواپیماهای بدون سرنشین نسخه اولیه یعنی مدل  Predator، باید آگاهی و توان لازم در حد یک خلبان ماهر را داشته باشند. اما در زمان حال حتی یک کودک سه ساله که هنوز سواد خواندن و نوشتن هم ندارد و می تواند آی پد خود را روشن و خاموش کند، توان بکار انداختن و پرواز دادن یک مولتی روتور بدون سرنشین با نرم افزار آیفون را خواهد داشت.

بخش غیر نظامی و یا تجاری پرنده های بدون سرنشین

قابلیتهای متنوع پرنده های کنترل از راه دور سبب گشایش قلمرو کاربران، کاهش هزینه ها و گسترش تکنولوژی می گردد. بنابراین و بدون شک شاهد به کار گیری طیف وسیعی از این کاربردها نه تنها در ارتش، بلکه، در موارد غیر نظامی خواهیم بود.

می بینیم که نظارت هوایی و تصویربرداری هوایی با پهپاد از فعالیت نظامی به استفاده در امور امنیت مرزها و از کارآیی در سیستم پلیسی به نظارت بر محیط زیست توسعه یافته است. به طور مشابه، مفهوم استفاده از یک هلیکوپتر بدون سرنشین برای انتقال بار به مکان های صعب العبور، اولین بار در افغانستان مورد آزمایش قرار گرفت، و در حال حاضر بهره بری از آن توسط شرکت های متفاوت در حال بررسی می باشد.

یک گام کلیدی مهم برداشته شده در ایالات متحده، یکپارچه سازی سیستم های هوایی بدون سرنشین، به سیستم حریم هوایی ملی (NAS) و استفاده های غیر نظامی گسترش یافته. مباحث بیشماری پیرامون هواپیماهای بدون سرنشین توسط بسیاری از سیاستمداران سبب شده تا قوانین استفاده غیر نظامی آن محدود شود. با این حال، تعداد در حال رشد مجوزهای صادر شده به اپراتورهای داخلی همیشه وجود داشته است که در حال حاضر ۱۴۲۸ عدد می باشند. کاربران می توانند از بخش های پلیسی کوچک مانند بخش مسا در ایالت کلرادو، – که توانسته است تا ۹۰ درصد در هزینه های پلیس را با استفاده از مولتی روتور بدون سرنشین کاهش دهد تا دانشگاه هایی که به انجام پژوهش های زیست محیطی در آلاسکا مشغول هستند را در نظر بگیرند.

کنگره برای سازمان هواپیمایی فدرال تا سپتامبر ۲۰۱۵ وقت تعیین نموده است تا این قوانین را به صورتی سازماندهی نماید که حریم هوایی ملی شود و به مردم غیر نظامی تعلق پیدا نموده و قابل استفاده بخش های خصوصی نیز گردد. بخشی از این فرآیند شامل: ایجاد شش سایت آزمایشی در سراسر کشور بوده که حدود بیست ایالت را به رقابت با یکدیگر وادار نموده است.

بدین ترتیب و با گشایش حریم هوایی برای غیر نظامی ها، رباتیک ها قابل قیاس با عملکرد اینترنت با کامپیوترها و بلکه به رونقی بالاتر خواهند رسید.

به عنوان مثال:

چنانچه شما یک سازنده پرنده بدون سرنشین نظارتی تاکتیکی کوچک در ایالات متحده باشید، مشتری ویژه شما تنها ارتش ایالات متحده خواهد بود. اما زمانی که حریم هوایی باز باشد، تمام دولت ها، سازمان ها از جمله پلیس محلی – به خاطر اینکه با بخش های حمل و نقل هوایی سرنشین دار گران قیمت سروکار دارند – مشتری شما خواهند شد. و این بدان معنی است که ۲۱۰۰۰ مشتری جدید که در مقیاس بازار تخمین زده می شود عایدش ده ها میلیارد دلار در اولین سال گشایش آن خواهد شد؛ هرچند که نمی توان در این مورد فعلا قضاوتی کرد.

اگر تاریخ درس عبرت است، ما باید نه تنها در فروش پرنده های بدون سرنشین تمرکز کنیم، بلکه به بسیاری از موارد دیګر که می توان پهپادها را در آنها به کار گرفت و ما هنوز آنها را شناسایی نکردیم توجه نماییم و در مد نظر داشته باشیم.

سئوال این است که چه کسی کشاورزی را به عنوان یک رشته کامپیوتری شده می دید؟ و اکنون می بینیم که استفاده از رایانه به افزایش بهره وری گسترده از آن منجر شده است. بنابراین، بخش کشاورزی به عنوان منطقه ای که در آن سیتمهای پرنده های بدون سرنشین تغییرات بسیار زیادی اعمال خواهند کرد دیده می شود. مجتمع های صنعتی کشاورزی در سراسر کشور- مانند مونسانتو – در حال لابی کردن برای استفاده از پرنده های بدون سرنشین داخلی جهت نظارت و مراقبت از مزارع و برداشت محصول می باشند.

تاثیر پهپاد در ارتش آمریکا

مجموعه عظیمی از اثرات موج دار با باز شدن حریم هوایی برای پرنده های بدون سرنشین به وجود می آید.

تاثیر این فناوری در ارتش ایالات متحده و تحت تاثیر قرار دادن بخش غیر نظامی چه خواهد بود؟ اجازه دهید اینگونه مطرح کنیم:

چه اتفاقی می افتد چنانچه تولید کنندگان پرنده های کنترل از راه دور دارای تنها مشتریانی به نام وزارت دفاع باشند؟

بدین صورت ارتش ایالات متحده تنها حریف برتری در تحقیق و توسعه و خرید رایانه ها خواهد بود و امور غیرنظامی ها در آخر قرار خواهند گرفت.
فراتر از برنامه های کاربردی آشکار نظامی، تغییر واقعی زمانی رخ می دهد که تخیل و نوآوری با سود آوری همراه می گردد. این جایی است که شباهت به کامپیوتر و یا تاریخ هوانوردی دارد، یعنی به عنوان بخش غیر نظامی شروع به کار کرده و سپس به سمت مقاصد نظامی حرکت نموده است.

به عنوان مثال:

“ایده حمل و نقل با هواپیما در اصل یک نقش نظامی نبوده و این امر در سال ۱۹۱۹ با تلاش غیر نظامیان آغاز شده بود، ولی امروزه مبدل به نقش عمده نظامی( که از جمله امور هوایی فرماندهی ارتش ایالات متحده دارای حدود ۱۳۴۰۰۰ عضو می باشد) و صنعتی که بیش از ده تریلیون دلار در بازارهای جهانی را بدست می آورد شده است و تعدادی از شرکت های باربری هوایی از پرنده های بدون سرنشین حهت تحویل محموله هوایی شروع به استفاده کرده اند”.

برندگان و بازندگان اقتصادی: ملل و جوامع

یک صنعت جدید مطرح گردیده و اثراتی را با خود به همراه آورده است. حال چه کسی می خواهد برنده و یا بازنده آن باشد؟
بهتر است در مورد این موضوع در سطح جهانی فکر کرد. ایالات متحده دارای یک وضعیت عجیب برای رقابت در اقتصاد جهانی می باشد که در آن دانش فن آوری یک عامل کلیدی متمایز است که در عین حال دارای سیستم آموزش و پرورشی است، که اغلب اوقات درجهت مخالف حرکت می کند . دانش آموزان دبیرستانی آمریکا دارای مقام ۲۳ در علوم و ۳۱ در ریاضیات در بین کشورهای ثروتمند و ۲۷ در بین فارغ التحصیلان دانشگاه با مدرک های علوم و ریاضیات هستند و این روند رو به بهبود نمی باشد.

در سال ۲۰۰۴ ، تعداد رشته های علوم کامپیوتر درآمریکا ۶۰۰۰۰ بود که در سال ۲۰۱۳ به ۳۸۰۰۰ کاهش یافته است (خبر بدی نیست، فارغ التحصیلان روزنامه نگاری دو برابر این تعداد هستند). اما موضوع برندگان و بازندگان تنها یک موضوع و ماده برای سیاست گذاران واشنگتن نیست، بلکه باید دارای اثرات زیادی بر روی رهبران ایالتی و محلی داشته باشد.

دولت مرکزی در حال توسعه این خوشه است. در حالی که کارآفرینی یک نوع فعالیت در بخش خصوصی است، این خط مشی بخش عمومی است که مبادرت به چیدن صحنه می کند.

به عنوان مثال:

من از ایالت کارولینای شمالی هستم و هنگامی که رتبه بندی آموزش و پرورش کارولینای جنوبی و ناحیه کلمبیا اعلام می شد، ما شروع به خوشحالی می کردیم ،چرا که رتبه بندی آموزشی آنها بسیار پایین تر از ما بود. با این حال، هنگامی که تولید نساجی در کارولینای شمالی کاهش یافت، دولت محلی کاری درخشان انجام داد و مبادرت به ایجاد ” خوشه های نوآوری” پیرامون پارک تحقیقاتی نمود که جایگاه بیش از ۱۳۰ امکانات پژوهشی بود و همچنین به کارولینای شمالی کمک نمود تا به یکی از مراکز صنعت فن آوری بهزیستی بارز تبدیل شود. از آن پس مابقی دولت ها توانستند از این رونق بهره مند گردند.

می بینیم که موفقیت یک شبه اتفاق نمی افتد و همانطور که فلدمن اشاره کرده است، جهان سیاست می تواند از این نوع سرنوشت های موفقیت آمیز که از طریق ” سیاست ثابت و مداوم دولت، اعتبار مالیاتی سرمایه گذاری، و، سازمان های بخش خاص شبه دولتی” به دست می آید داشته باشد.

ضرر و سود شغلی

افزایش استفاده از پرنده های بدون سرنشین، پتانسیل ایجاد شغل را نیز بالا خواهد برد. در واقع، گروه تجاری صنعتی AUSVI ادعا کرده است که با گشایش حریم هوایی، حدود ۷۰۰۰۰ شغل جدید فقط در چند سال اول ایجاد خواهد شد؛ یعنی اینکه (با منافع شخصی آشکار) ایالات متحده حدود ۲۷ میلیون دلار در روز را در فعالیت های اقتصادی دیگر از دست می دهد.
این رونق برای صنعت پهپاد، پرسش های عمیقی را نیز مطرح می کند که بعنوان مثال می شود پرسید که : به همان صورتی که در مورد کالسکه بدون اسب تیتانی هنری فورد، آلفرد اسلون و کامپیوتر، نسل جدیدی از میلیاردرها و میلیونرها تولید نموده است باید منتظر ماند و دید که کدام یک از این افراد ضرر خواهند کرد و کدامشان سود حاصل خواهند نمود. البته، درست مثل صنعتگران قبل از عصر صنعتی،بالطبع بازندگانی هم وجود خواهند داشت.

صدها سال، افراد بسیار مجربی بودند که با دریافت پول مبادرت به انجام امورات طاقت فرسا می کردند که برخی از آنها مبلغی معادل ۲۰۰۰۰۰ دلار در سال درآمد داشتند که “حسابگر” نامیده می شدند. در واقع، روبات جهت شکل دادن به اقتصاد – هم به عنوان یک موضوع از رشد و هم ضررشغلی – ادامه خواهد یافت. مطالعه اخیر MIT یافته است که اتوماسیون “از بین بردن اشتغال و ایجاد رفاه” می باشد که سود، بهره وری و ضرر حاصل از شش میلیون شغل در طول دهه گذشته را توجیه می کند. روبات ها بخش بزرگی از دلیل برگشت شرکت هایی مانند شرکت خودرو سازی دیترویت می باشند، اما بسیاری از کارگران خودرو ها به کار باز نگشتند. بسیاری از شرکت ها در سراسر کشور در حال برنامه ریزی می باشند تا خطوط مونتاژ خود را مبدل به صورت کاملا خودکار کنند.

این روند به این معنی است که بخشی از اقتصاد ما، پول زیادی را از رباتیک بدست می آورد، و به همین دلیل است که مباحث و رایزنی های بسیاری در این زمینه انجام می گیرد. سال گذشته، تولید کنندگان پرنده های بدون سرنشین ۲،۳ میلیون دلار را جهت کمک به انجمن سیستم های پرنده های بدون سرنشین اعطا نمودند؛ در حالی که گروه تجاری این صنعت ۲۵۰ میلیون دلار صرف لایحه FAA کرده تا حریم هوایی را باز کند. از طرفی نیز روندیشرفت این صنعت به عنوان یک تهدید برای امرار معاش، ایجاد تنشُ، تحریک بیشتر و نوعی سوء استفاده از تکنولوژی دیده می شود.

قانون و حفظ حریم خصوصی

گاهن گقته می شود که پرنده های بدون سرنشین هیچ تفاوتی با پرنده های سرنشین دار و یا دوربین های مدار بسته ثابت در کوچه ها و خیابان ها ندارند که بدین ترتیب نیازی به مطرح نمودن تهدید جدیدی برای حریم خصوصی توسط آنها نیست.

در عمل، یک پهپاد همیشه در حال جمع آوری و ذخیره اطلاعات در مورد جهان اطراف خود خواهد بود که متفاوت از عمل یک هواپیمای معمولی است.

به عنوان مثال:

مکان هایی هستند که در آنها اپراتور انسانی اطلاعات را جمع آوری می کند، اما او نمی تواند آنها را برای همیشه ذخیره کند. عملکرد یک پهپاد نشان می دهد که حتی در دوره ای از عملیات منظم، هر آنچه را که در مسیر با آن روبرو می شود را جمع آوری و ذخیره اطلاعاتی میکند. این عمل سبب می شود تا سیستمهای پرنده های بدون سرنشین مزیتی را برای اداره این پرنده نسبت به انسان – که در آن یک تصمیم آگاهانه برای به دست آوردن و ذخیره داده ها باید اتخاذ گردد – داشته باشند. مزیت اصلی دیگر سیستم های بدون سرنشین، توانایی آنها جهت درنگ کردن برای مدت طولانی می باشد که به آنها فرصت می دهد تا اطلاعات بیشتری را جذب کنند.

مقدار زیاد اطلاعات خواسته یا ناخواسته، بخش مهمی از نگرانی می باشد. به عنوان مثال، ربات در فیلم “والدو کجاست؟” ماموریت دارد تا فردی را در شهر از پا درآورد، ولی در کل شهر به جستجو می پردازد تا بتواند داده های مورد نیاز را جمع آوری کند.
اطلاعات بصری تنها نوع داده هایی نیستند که جمع آوری می شوند، سیستم های پرنده های بدون سرنشین به انجام نظارت الکترونیکی نیز می پردازند. هواپیماهای بدون سرنشین در کنفرانس هک DEFCON در سال ۲۰۱۱ توانستند شبکه های Wi-Fi و پیام های متنی رهگیری و مکالمات تلفن همراه را بدون آگاهی و یا با کمک، ارائه دهنده ارتباطات با مشتری را هک کنند. این نوع از هواپیماهای بدون سرنشین، اطلاعات الکترونیکی را در یک گروه گسترده ای از مردم و فراتر از هدف در نظر می گیرند.

در نهایت، اندازه و تحرک سیستم های رباتیک اساسا متفاوت است. بسیاری از آنها در اندازه های بسیار کوچکی طراحی می شوند و قادر هستند تا در صورت لزوم به حرکت و پیگیری اهداف پنهانی بپردازند. یک سیستم عمود پرواز بدون سرنشین می تواند از بالا نظاره گر اوضاع باشد، و  بر خلاف دوربین های امنیتی ثابت و یا هواپیمای جاسوسی، می تواند به هدف بسیار نزدیک شود.
این تفاوت ها به حدی منجر به بروز نگرانی هایی جهت استفاده داخلی از سیستم های بدون سرنشین شده است که گروه های چپ گرایی به مانند ACLU همانند گروه های راست گرا با یکدیگر متحد شوند، با این وجود برخی از سناتورها، در مورد اقدامات پیشگیرانه علیه پرنده های بدون سرنشین داخلی بحث و تبادل نظر کرده اند.

در حالی که ۲۰ ایالت از نوادا گرفته تا کارولینای شمالی در حال آزمون و رقابت بر سر پرنده های بدون سرنشین می باشند. جنبش ضد پرنده های بدون سرنشین، استفاده از آنها را حداقل در ده ایالت، اعم از ویرجینیا تا اورگان، منع کرده است. در واقع، چارلز کراتامر، مفسر گروه راست در فاکس نیوز، از آمریکایی ها خواسته است که از هر وسیله ای برای شلیک به پرنده های بدون سرنشین کوتاهی نکنند (چیزی که توسط یک گروه از شکارچیان در پنسیلوانیا صورت گرفت)، یعنی سرنگونی یک مولتی روتور بدون سرنشین که به انجام نظارت بر امور محیط زیستی مشغول بود.

وضع قواعد و مقررات

با بروز این نگرانی ها، ما به جستجوی راه های بیشتری برای دریافت جواب هستیم.

به عنوان مثال:

اعمال “وضع قواعد” توسط گروه تجاری پرنده های بدون سرنشین مطرح شده است که بتوانند حریم هوایی را گشایش و گسترش دهند چرا که قانون UAVSI باعث نگرانی های بسیاری شده بود. گروه بندی آنها به سه موضوع اصلی ایمنی ، حرفه ای ، و احترام خلاصه می شود و بیان می کند که چگونه صنعت و کاربران از این فن آوری به گونه ای استفاده کنند که حریم جانی و یا مالی شخص دیگری را در معرض خطر قرار ندهد.

با این حال، چالش برای قواعد رفتاری UAVSI، بسیار مشابه با اقدامات دیگر صنایع – اعم از بانکی تا صنایع نظامی خصوصی – می باشد. این یک شروع قابل ستایش است، اما مسائل و نگرانی های اساسی را تغییر نمی دهد. همانند دیگر قواعد و با توجه به عواقب و نتایج پس از آن، این مقررات نیز فاقد یک ماده کلیدی است. و آن این است که این قواعد داوطلبانه هستند که اگر کسی آن را نقض کند، هیچ نتیجه ای نخواهد داشت و مسئولیتش بر عهده شرکت ها و کاربران می باشد. به عنوان مثال:

یکی از قواعد می گوید که: “شرکت با تمام قوانین فدرالی، ایالتی و محلی تطابق دارد”، آیا این بیان بدین معنی است که آنها می توانستد قبل از اعمال مقررات قانون را نقض کنند؟

البته که نه.

اما مهم تر از همه،این است که قواعد UAVSI نمی تواند درمناطقی که در آن قانون وجود ندارد و یا مبهم است، بطور اثر بخشی عمل کند. در این رابطه، گفته می شود که ” ما اطمینان حاصل می کنیم که پرنده های بدون سرنشین – UAS – توسط افرادی که به درستی آموزش دیده و با این سیستم ها آشنا هستند به کار گرفته شود”.

این امر را چه کسی تعیین می کند و در جهانی که در آن برخی بر این باورند که پرنده های بدون سرنشین باید فقط توسط خلبانان ماهر اداره شوند، در این صورت ” آموزش دیده و آشنا به سیستم” چه مفهومی خواهد داشت؟

به همین ترتیب، مقررات UAVSI وعده داده که ” به حریم خصوصی افراد احترام بگذارد “که آنهم بیانیه ای جسورانه است”. اما “احترام” می تواند اجتناب از نظارت کردن افراد بدون اجازه مخصوص آنها باشد که تنها در روابط عمومی دیده می شود. البته، این مسائل موجب ناراحتی است و این مباحث همیشه و همیشه وجود داشته اند، بدون آنکه پاسخ نهایی برای آنها یافت شود.

نقش پلیس

مورد مشابهی را می توان در مورد فشارهای وارده از طرف روسای پلیس بیان نمود، چرا که آنها یک مقررات رفتاری برای استفاده از پرنده های بدون سرنشین را ارائه داده اند. این فشارها سبب می شوند که هر گونه تصاویر هوایی گرفته شده توسط وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین برای بازرسی برای عموم مردم باز نشود و نتوان این تصاویر را ذخیره نمود، مگر اینکه شواهدی از جرم و جنایت بالقوه و یا بخشی از تحقیقات در حال انجام باشند.

از همه مهمتر این است که نگرش روسای پلیس تنها یک پیشنهاد است و نه سیاستی که به تصویب رسیده باشد؛ لذا می تواند غیر واقعی به نظر برسد.

به عنوان مثال:

“پیشنهاد این است که پلیس از یک سیستم تلفن معکوس ۹۱۱ برای هشدار به کسانی که در مجاورت عملیات هوایی پهپاد، زندگی و کار می کنند استفاده کند. اگر چنین سیستمی در دسترس نباشد، امکان بعدی استفاده از سیستم عمومی مانند ماشین گشت را  می توان در نظر گرفت”.

فی الواقع، استفاده از چنین سیستمی نه تنها بی مورد بلکه خنده دار خواهد بود. آیا هربار که یک پهپاد پرواز می کند، امکان اینکه پلیس با تمامی ساکنین منطقه تماس بگیرد و زیان های بالقوه ای که در حریم خصوصی اشان ممکن است پیش بیاید آگاه نماید؟
به طور مشابه، ما سوالات دیگری نیز داریم، مانند اینکه آیا هواپیماهای بدون سرنشین باید و یا نباید مسلح باشند؟ این موارد به همراه مقررات ارائه شده می باشد، اما تعریف و چهار چوب مسائل مجددن مطرح می گردند. اجرای این قانون در تگزاس، علاقه به سیستم های هوایی بدون سرنشین مسلح با تفنگ ساچمه ای که کمتر کشنده می باشند را نشان داده است.

در عوض، این دنیای منقلب شده مستلزم برقراری قوانین جدید است که به نوبه خود نیاز به درک از فن آوری های جدید نیز دارد که بخش عمده ای از این قوانین به احتمال زیاد از هر دو بخش عمومی و بخش خصوصی گرفته می شود.

به عنوان مثال:

“ریشه رانندگی های مدرن ما برگرفته از قوانین جاده ای، در سال ۱۹۰۳ توسط ویلیام اینو می باشد که به عنوان “پدر ایمنی و ترافیک” شناخته می شود.
ما در حال حاضر شاهد تکامل مشابهی – چه در توسعه قوانین صنعتی و چه در گروه تحقیقاتی دانشگاهی – می باشیم ، که به مانند “قوانین جاده ای” ابتدایی، قابل اجرا هستند و نیاز به تکامل دارند تا به واقعیت برسند. استفاده از منابع اصلی در این اختراعات مستلزم تهیه پیش نویس قوانین راهنمایی و رانندگی و ایجاد نهاد های نظارتی مانند اداره هوانوردی فدرالی می باشند. به طور مشابه، افزایش استفاده از سیستم های بدون سرنشین، یک شکاف در سطح ایالتی و فدرال به وجود آورده که نیاز به بررسی دارد.

سوالات کاربران

گسترش نوآوری پهپادها نشان دهنده روند دیگری از فرصت و خطر است. مجموعه ای گسترده از کاربران، انواع اهداف مثبت با پرنده های بدون سرنیشن را احداث می کنند، از کارهای بزرگی که توسط دانش آموزان جوان در آزمایشگاه رباتیک در دانشگاه مک گیل انجام می گیرد، از جمله ساخت پرنده های بدون سرنشین برای کمک به پیدا کردن کوهنوردان مفقودی است. نگاهی به مفهوم سنتی استفاده از پرنده های بدون سرنشین  برای نظارت بیاندازید. خواهید دید که کاربران جدید نه فقط ارتش و یا پلیس، بلکه غیر نظامیان نیز بوده اند. این افراد عبارتند از روزنامه نگاران خبری که با پرنده های بدون سرنشین، از طریق تصویربردرای هوایی گزارشی را در مورد بلایای طبیعی تهیه کرده اند و یا والدینی که می خواهند راه های جدیدی برای تماشای کودکان خود داشته باشند امکان پذیر می کنند. پدری در ایالات متحده معنای جدیدی به مفهوم ” هلیکوپتر مراقب” و “مولتی روتور راهنما” بخشیده است، با استفاده از مولتی روتور بدون سرنشین توانسته است فرزند خود را به ایستگاه اتوبوس مدرسه همراهی کند.

مشکل این است که هر تکنولوژی دارای معایب خود نیز می باشد. این فن آوری یک میدان جدید برای روزنامه نگاری با هواپیماهای بدون سرنشین به وجود آورده است که در حال حاضر در دانشگاه نبراسکا و دانشگاه میسوری تدریس می شود. در این روند، گزارش های مهم با یک سطح کاملا جدید از راحتی و کاربر پسندی تهیه می شود. اما علاوه بر این امور، این فن آوری در مواقعی منجر به اختلالاتی در حریم خصوصی افراد شده است.

مسئولیت

چالش قانون تنها جلوگیری شهروندان از انجام کارهای خلاف نیست، اما زمانی که اشتباهی به طور غیر عمد – بمانند زمانی که ماشین گوگل در ماه آگوست ۲۰۱۱ به درون دره پرت شد – رخ می دهد مسئولین یکدیگر را از طریق شبکه های اجتماعی و بطور آنلاین سرزنش می کنند.
حالا، وقوع همین موارد را در هوا درنظر بگیرید. محققان کنگره گزارش داده اند که در طول چهار سال بیش از ۲۰۰ حادثه هواپیماهای بدون سرنشین در عراق و افغانستان رخ داده است و این ها جدای از حوادثی هستند که در پاکستان و سومالی صورت گرفته اند و به عنوان بدترین آنها می توان از سانحه در یک پایگاه در جیبوتی در مارچ ۲۰۱۱نام برد

طبق گزارش واشنگتن پست، یک Predator در کمپ لمونیز پارک کرده بود و در حالی که سیستم جرقه زنی و خطوط جریان سوخت بسته بودند، خود به خود موتور آن شروع به کار می کند،. پس از بازرسی های لازم، تکنسین ها به این نتیجه رسیدند که یک اشکال نرم افزاری در “مغز” فرماندهی دستگاه رخ داده است ، با این حال علت اصلی مشخص نشد.   فرمانده اسکادران نیروی هوایی به هیئت مدیره تحقیقی گفت: “بعد از این ماجرا، ما نسبت به این هواپیما ها با احتیاط کامل و با دقت بسیار بالا برخورد می کنیم”.

در زمان حال این لحظات غیرعادی حتی به عمد و خصمانه ممکن است توسط افراد مغرض صورت گیرد، شبیه به تلاش های جنایی و یا خصمانه که در دخالت و یا هک کردن ارتباطات UAS. افتاده است.این سناریو یک داستان علمی تخیلی نیست بلکه یک واقعیت است.

بطور مثال: به تازگی در یک آزمایش در تگزاس، یک تیم دانشگاهی، سیستم ناوبری هواپیماهای بدون سرنشین را هک کرده است که تصدیق این گفته می باشد.

مسائل مربوط به این پدیده تنها چگونگی اجتناب از آنها از طریق پیشرفت های تکنولوژی و پروتکل های مربوطه را نشان نمی دهند، بلکه پرسش های آزار دهنده تری را از فرایند، سیاست، و حتی فلسفه به وجود می آورند. چگونه می توانیم در یک قلمرو که در آن بیشتر و بیشتر در خارج از مفاهیم قدیمی ما از کنترل و مسئولیت رخ می دهد، به بررسی مسئولیت و جوانب مربوط به آن بپردازیم؟
به عنوان مثال،

“قانون حمل و نقل هوایی و بیمه در حال حاضر تعیین می کند که آیا مشکل از خطای سخت افزاری و یا از خطای مهارت یعنی (اشتباه خلبان) می باشد. در حال حاضر این نقشی است که نرم افزار ایفا می کند. و در زمینه نرم افزار، مسئولیت و پاسخگویی چیزی نیست که به راحتی به کسی و یا چیزی اختصاص داد. این را می توان در طول مدت زمان طولانی بین طراحی و استفاده بر روی تعداد زیادی از افراد درگیر طراحی، خرید و فروش نرم افزار هستند با توجه به این واقعیت که نرم افزار را بارها و بارها در شرایط دنیای واقعی که برای آن طراحی نشده است به کار می گیرند، جستجو نمود و فهمشان کرد”.

به طور خلاصه، ما باید بدانیم که چگونه قوانین قرن بیستم را با فن آوری های قرن بیست و یکم مطابفت دهیم.

جنبه روانشناسی

مورد جالب در این زمینه این است: در حالی که در آینده ممکن است ماشین آلات بیشتر و بیشتری درگیر تماشای ما از هوا باشند – خواه پلیس باشد که خیابان های شهر را از هوا تماشا می کند و یا NSA ایمیل شما را بخواند – آنگونه که ما واکنش نشان می دهیم توسط ترکیبی از برنامه نویسی فازی هویت و احساسات ما و ترکیب شیمیایی موجود در درایوهای روانشناسی انسان صورت می گیرد.
آنگاه واکنش ما چه خواهد بود؟

آیا ما مفاهیم حفظ حریم خصوصی را دوباره تعریف می کنیم، مانند اینکه چگونه نوجوانان رفتار آنلاین خود را در فیس بوک و توییتر توجیه می کنند؟

چه کسی اهمیت میدهد اگر این نوع رفتارها با کل جهان مجازی به اشتراک گذاشته شود؟

در عوض، نسل من این حریم خصوصی که نسل پدر و مادر ما آن را حفظ کرده اند از دست می دهد و حتی آن را مسخره می کند. در حال حاضر، پیشنهاد استفاده از پرنده های بدون سرنشین بطور “پنهان” برای جستجوی تروریست ها در ایالات متحده و همچنین جهت حفظ ارزش حریم خصوصی شده است.

همانگونه که طراح به مطبوعات گفته است: “این پرنده در بکارگیری دارای سرعت بسیار بالایی است. این طرح به نفع افراد راستی و افراد چپی می باشد. اما محافظه کاران آن را ضد دولتی، و لیبرال های افزاطی آن را ضد نظامی تلقی می کنند”.

آیا ما از آن خواهیم ترسید؟

آیا وجودشان خوب و یا بد است؟

یکی از مقامات ارشد وزارت امور خارجه، بر این باور است که پرنده های بدون سرنشین جنگی “با قدرت ما دست و پنجه نرم می کنند، آن چیزی که مردم را می ترساند در واقع همان تکنولوژی ما است”. افراد داخلی بر این باورند که از طریق یک ارزش بازدارندگی، جهان همراه با سیستم های پرنده های بدون سرنشین دنیایی امن تر خواهد بود.

اما بطور روانشناسانه ترساندن افراد نسبت به یک نوع فن آوری، کسب و کار خوبی نیست. این یک نسخه داخلی از مشکلی است که ما امروزه درمورد امور ضد تروریستی با آن مواجه هستیم. هیئت دولت ایالات متحده با تاثیر ربات در ” جنگ عقاید ” در حال کشمکش است. نیروهای ایالات متحده در افغانستان از هواپیماهای بدون سرنشین هوایی به عنوان یک عامل اطمینان بخش نام برده اند، آنها بر این باورند که شهروندان می توانند بهتر بخوابند چرا که احساس می کنند کسی مراقب آنهاست. از سوی دیگر، بسیاری از شهروندان معتقدند که هواپیماهای بدون سرنشین، توده های نفوذی هستند که فضای ترس و بی اعتمادی ایجاد می کنند. لذا از نظر جنبه داخلی، نظارت روباتیک با پرنده های بدون سرنشین همانند کسی است که کوچکترین حرکات شما را زیر نظر دارد، مانند پلیس روسیه که از مولتی روتور بدون سرنشین برای نظارت بر معترضان استفاده می کند.

موضوع گسترده تر این است که ممکن است اشکال تنها در وجود ترس نباشد، بلکه سئوال این است که افراد زیر نظر، چگونه بر ناظران نظارت دارند؟ چرا که هواپیماهای بدون سرنشین مانند دوربین های مداربسته پیوسته مردم را زیر نظر خواهند داشت.

نتیجه گیری

اثرات ظهور پرنده های بدون سرنشین تجاری خیلی زود به تمام دامنه ها و زمینه ها رخنه می کند، هم به صورت مورد انتظار، هم غیر منتظره و از هر طریق.

یک اصل اساسی همانند سال های قبل همچنان باقی می ماند: و آنهم این است که انقلاب فن آوری در صنعت، یک شمشیر دو لبه است. از فن آوری های جدید، توانایی های شگفت انگیزی بدست می آوریم که به نظر می رسد برگرفته از امورعلمی تخیلی باشند. همچنین از طریق فن آوری های جدید، معضلات جدیدی برای انسان ها به وجود می آیند که آنها هم به نظر می رسد برگرفته از امورعلمی تخیلی باشند. پس قانون مور و هم قانون مورفی می توانند در این زمینه صادق باشند.

مسائل مربوط به “پرنده های بدون سرنشین” به نظر می رسد که مربوط به آینده باشند، اما متوجه خواهید شد که نمونه هایی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند از آینده بسیار دوری نبودند. پرسش هایی را که آنها مطرح می کنند، پرسش های اساسی در سیاست امروزی است. ما حق داریم که آنها را نادیده بگیریم و یا می توانیم از آنها در فرصت های دیگر و یا بروز مشکلات استفاده کنیم.